امروزه، جلوگیری و یا کاهش پیامدهای نامطلوب ناشی از افزایش آسیبپذیری اکوسیستمهای جنگلی به یکی از مهمترین تصمیمات و اهداف مدیران منابع طبیعی در سراسر جهان تبدیلشده است. دستیابی به این هدف، نیازمند به استفاده از روشهای پشتیبان تصمیمگیری مناسبی است که انجام تصمیمگیری درست، علمی و بهموقع را امکانپذیر میسازد. در این میان این روشها، روش دلفی و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) به دلیل اعتبار علمی و نیز قابلیت استفاده در سطوح مختلف بینرشتهای، برای اولویتبندی معیارهای چندگانه و اتخاذ تصمیمات مدیریتی مناسب هستند. در این مطالعه نیز از این دو روش برای اولویتبندی تنشها و آشفتگیهای مؤثر در آسیبپذیری جنگلهای مانگرو ایران استفادهشده است. نتایج این مطالعه نشان داد که تنشها و آشفتگیهای ناشی از فعالیتهای انسانی درمجموع از اهمیت بالاتری نسبت به سایر عوامل منفی اثرگذار محیطی برخوردار بودند. نتایج همچنین نشان داد که در میان محرکهای اثرگذار آب و هوایی، بالا آمدن سطح آب دریا نسبت به سایر محرکها دارای اهمیت و اولویت بالاتری بود (با قرار گرفتن در اولویت دوم). آگاهی کافی نسبت به پیامدهای نامطلوب ناشی از توسعه صنایع و سازهها سبب گردید تا پس از وزن دهی و اولویتبندی، متخصصان آن را در جایگاه سوم رتبهبندی نهایی و بهعنوان یکی از مهمترین آشفتگیهای مؤثر بر جنگلهای مانگرو ایران معرفی نمایند. درنهایت میتوان گفت که نتایج حاصل از این تحقیق از طریق اولویتبندی و تعیین درجه اهمیت تنشها و آشفتگیهای محیطی چندگانه وارد آمده بر مانگروها میتواند بهعنوان یک ابزار پشتیبان تصمیمگیری نقش قابلملاحظهای را در کارایی و موفقیت برنامههای حفاظت و مدیریت جنگلهای مانگرو ایران داشته باشد.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |